مرگِ مولف٬ پیش از کشیدنِ اثر


 

ردِ سرخِ روی دیوار:

نه خون٬

که رژِ

لبی

         که خونی شد.

 

 

«کسی – روزی – این‌جا زنده‌گی کرده.»

آخرِ فلشی که ابتدای‌اش سرخ بود.

« کسی – روزی – از این‌جا مردن آغاز کرده.»

آخرِ فلشِ بعدی.

«این گرافیتی از روزِ اول عزادارِ مرگی بوده»

بالای کادرِ سیاه٬

دور تا دورِ نوشته‌ها

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: