همه‌ی سادگی‌هایی که فهم نمی‌شوند – پنج


گفت: «چرا؟» جواب دادم: « فک نمی‌کردم واسه تو هم لازم باشه چرا و واسه چی ردیف کنم». برام نوشت : « واسم جالبه٬ می‌دونی خودم چن وقته از دست دادم هم‌چین روزهایی رو؟» گفتم: « زیاد صدام می‌کنه٬ مخاطب‌ام قرار می‌ده. و زمانی هم که مخاطب‌ام قرار می‌ده واسه خودمه … حتا اگه واسه ارضاء فضولیِ خودش هم باشه٬ ولی نمی‌تونم از لذتِ این مخاطب واقع شدن بگذرم». داشتم می‌نوشتم:« از قماشِ خودمی٬ لازم نیست واست توضیح بدم که معیارها … » اما جوابی داد که فهمیدم توضیح اضافه نمی‌خواد.

شش-هفت ماه بعدش که داستانِ خودش رو تعریف کرد فهمیدم توضیحی که اون شب می‌خواستم بدم به داستانِ اون هم قابل تعمیم بوده. واقعن از قماشِ هم بودیم. این دفعه اون می دونست توضیحی لازم ندارم. منتظر شد تا ازش بپرسم :« حالا ارزش‌اش رو داشت؟»

 

*پی‌نوشت: همه‌ی سادگی‌هایی که فهم نمی‌شوند٬ یک٬ دو٬ سه٬ چهار.

Advertisements

2 پاسخ to “همه‌ی سادگی‌هایی که فهم نمی‌شوند – پنج”

  1. […] سادگی‌هایی که… شماره‌ی یک٬ دو٬ سه٬ چهار٬ پنج٬ […]

  2. […] که چندتای اول‌اش رو هم همین‌جا گذاشته بودم (+ , + , + , + ,+ ,+, +) بگذرم. اما باز بر طبق همین گفته‌ها و شنیده‌ها کار […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: