همه‌ی سادگی‌هایی که فهم نمی‌شوند – چهار


 

“خشم و عشق همیشه همراه هم بودن. حداقل از یه جایی به بعد جزء جدایی ناپذبر عشق‌مون شد. خشم از دست خودمون٬ از دست این خراب شده که نمی داشت کاری که دلمون می خواست رو بکینم. خشم از دست خوذمون که نمی تونستمی انارشیسمِ لازم برا زدن زیرِ همه چیز رو داشته باشیم. حتی از دستِ اونیکی که چرا دستور زدن زیر همه‌چی رو بهمون نمی ده”

مکث‌اش چندثانیه هم طول نکشید

“مشکل این‌جاست که الان یکی‌مون داغون‌تر از اونه که بتونه تحملِ خشم رو داشته باهٔ. حالا دیگه پارائوکس شده پارادوکس خشم و عشق و ترس”

با همین غلط دیکته‌ای ها. پارادوکسِ رعایتِ نیم‌فاصله و این‌همه غلط دیکته‌ای واسم خیلی معنادار بود. ماها که فینگیلیش چت می‌کردیم همچین ریزه‌کاری‌هایی رو از دست می‌دادیم. حیف بود. واسش نوشتم:

xoda biyamorze babaye jenabe freud ro … eshq o xashm hamishe hamrahe hame

به حرف‌ام اهمیتی نداد٬ داشت ادامه می‌داد٬ “ کاش می‌فهمید کی‌زی٬ کاش می فهمید و خشمش رو حداقل یه مدت پنهون می‌کرد.”

Advertisements

3 پاسخ to “همه‌ی سادگی‌هایی که فهم نمی‌شوند – چهار”

  1. […] *پی‌نوشت: همه‌ی سادگی‌هایی که فهم نمی‌شوند٬ یک٬ دو٬ سه٬ چهار. […]

  2. […] سادگی‌هایی که… شماره‌ی یک٬ دو٬ سه٬ چهار٬ پنج٬ […]

  3. […] که چندتای اول‌اش رو هم همین‌جا گذاشته بودم (+ , + , + , + ,+ ,+, +) بگذرم. اما باز بر طبق همین گفته‌ها و شنیده‌ها […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: