همه‌ی سادگی‌هایی که فهم نمی‌شوند – یک


تعریف کردنش که تموم شد گفتم: «حالا می‌ارزید؟». سکوت کرد٬ بیش‌از حد ِ معمول. نمی‌تونستم پشت ِ کی‌برد تصورش کنم٬ ندیده بودمش٬ فقط دوتا عکس بود ازش با پارتنرش تو خونه‌ی بتهوون. اومدم بنویسم اگه سختته بی‌خیال شو٬‌ جواب‌ام رو داد. انگار از اون «ام‌دات‌کاظم ایز رایتینگ» ‌ای که زیر ِ مسنجرش نوشته بود ترسیده بود. گفت: «اولین باری که بوسیدمش گریه کردم٬ گریه که نبود البته٬‌ فقط یه قطره‌اش جاری شد». دوباره سکوت کرد. لازم نبود ادامه بده٬‌ جواب‌ام رو گرفته بودم٬ اما ادامه داد: » نفهمید محمد٬ نفهمید».

Advertisements

6 پاسخ to “همه‌ی سادگی‌هایی که فهم نمی‌شوند – یک”

  1. منظورت از پارتنر چیه دقیقاً؟

  2. دیدی! ایناهاش

  3. یک
    خوب این کامنت‌هات اومد، اون دوتایی که می‌گفتی هنوز هم نیستن

    دو
    پارتنر واسه شوما چندتا معنی داره؟

  4. […] همه‌ی سادگی‌هایی که فهم نمی‌شوند٬ یک٬ دو٬ سه٬ […]

  5. […] سادگی‌هایی که… شماره‌ی یک٬ دو٬ سه٬ چهار٬ پنج٬ […]

  6. […] که چندتای اول‌اش رو هم همین‌جا گذاشته بودم (+ , + , + , + ,+ ,+, +) بگذرم. اما باز بر طبق همین گفته‌ها و […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: