فلسفیدن با معاشقه


این پست در پلسخ به فراخوان خوابگرد نوشته شده. پیشنهاد ِ من تنها یک گزینه را در بر می گیرد :

» در آغوش خدا گریه می کرد و می گفت نمیر « نوشته ی » حسن فرهنگی» از نشر ِ ثالث.

به ندرت کتاب های چاپ اولی ِ فارسی می خوانم ، اما عنوان ِ کتاب ِ حسن فرهنگی توجهم را جلب کرد. عرض ِ ارادت ِ نویسنده به نیچه در عنوان ِ کتاب و همچنین در نقل ِ قول ِ صفحه ی اول و قسمت » تقدیم به » کتاب باعث شد در این مورد ترک ِ عادت کنم. از همان چند صفحه ی اول کتاب بهتر از آنچه انتظارش را داشتم به نظر رسید. نویسنده و خواننده صفحه به صفحه که پیش می روند و قدم به قدم که با داستان آشنا می شوند فلسفه بافی می کنند و تغییر عقیده می دهند. البته بر خلاف ِ عرض ِ ارادت هایی که در بالا اشاره کردم تم ِ اصلی ِ کتاب موضوعی است که در اندیشه ی فردریش نیچه چندان جایگاهی ندارد : » جاودانگی و مرگ «. داستان بر پایه ی تک گویی هایی با روایت ِ غیر خطی است و تقریبن سعی کرده از تمامی ِ مولفه های آثار ِ ادبی پست مدرن بهره ببرد. نویسنده در ساخت و پرداخت ِ داستان دقت ِ بسیار بالایی نشان داده و به اکثر ِ نکات ِ روانشناختیک ِ شخصیت ها – حتا دلیل ِ عشق ِ بی پایان ِ دکتر به آلما –  توجه کرده.

نثر ِ حسن فرهنگی – حداقل در این اثر – با دراز گویی و اطناب همراه است که شاید در ابتدای خواندن کمی اذیت کننده باشد اما با کمی پیش رفت در طول ِ کتاب آثار آن کمتر به چشم می آید.( و البته لازم به ذکر است که این اطناب هیچ گاه به پای نویسندگانی مانند فردیناند سلین نمی رسد). عدم ِ فصل بندی ِ مناسب از دیگر نکات ِ منفی کتاب است که حداقل با شماره گذاری ِ بخش های کتاب می توانست تا حد ِ زیادی حل شود.

نکته ی بعد را به عنوان نظر ِ شخصی اضافه می کنم و نه نقیصه. «عنصر ِ تکرار شونده» در متن – مانند ترجیع بند ِ نوشته – از مولفه هایی است که در بسیاری از آثار ِ ادبیات ِ نو استفاده می شود و جزء تکنیک هایی است که به شخصه علاقه ی فراوانی به آن دارم. در مورد ِ کتاب آقای فرهنگی عبارت ِ » چشمانی قهوه ای که دور تا دورش مروارید های سفید چیده بودند تا نور را بگیرند و بدهند به قهوه ای» نقش ِ این عنصر تکرار شونده را به عهده گرفته است و بارها و بارها در نیمه ی اول ِ کتاب تکرار شده. اما در نیمه ی دوم ِ داستان از نظر ِ من به آن کم لطفی شده، گویی آقای فرهنگی فراموش کرده اند این عبارت را در قسمت ِ دوم کتاب هم بگنجانند و با این که بارها و بارها به زیبایی ِ چشمان ِ آلما و پردیس اشاره می شود این عبارت به ندرت استفاده می شود. البته بار ِ دیگر تاکید می کنم که نویسنده در انتخاب ِ ترکیبات استفاده شده در نوشته اش اختیار دار تمام و کمال است، و این صرفن ترجیح ِ شخصی ِ من است.

اما بزرگترین نکته ی منفی ای که به نظر ِ من آمد عجله ی نویسنده در پایان دادن به کتاب بود. در حالی که بعضی از صحنه های پایانی ِ کتاب می توانستند با جزئیات بسیار بیشتری نقل شوند و در میانشان فلسفه بافی های طولانی و سنگین – از نوعی که معمولن در نمایش نامه ها سراغ داریم – گنجانده شوند، با کمال ِ تعجب بسیار گذرا و کاملن » احساسی » از آن ها گذر شده. شاید صحنه ی بازجویی ِ آخرِ دکتر، در اتاق ِ فرمانده و با حضور ِ آلما بهترین نمونه ی نمایان شدن ِ نقیصه ی بالا باشد، که در این مورد واکاوی ِ احساسات ِ شخصی ِ دکتر در مقابل ِ بی توجهی ِ آلما و معاشقه ی او با فرمانده و سیر ِ تحولی ِ نگاه ِ او نسبت به زندگی و ارزش ِ آن در آن چند لحظه، حداقل نکاتی بود که می شد از نویسنده انتظار داشت. ( دقت کنید که در حالت ِ کلی چنین انتظاری از نویسنده بی جاست اما در مورد ِ این کتاب که تمامی ِ احساسات ِ دکتر و سیر ِ تحولی ِ فلسفی اش خودکاوی می شود چنین بررسی ای از طرف ِ نویسنده لازم به نظر می رسید).

در پایان و به عنوان جمع بندی اثر را بسیار خوب ارزیابی می کنم و در چهارچوب ِ آثار ِ نوشته شده با فارسی نمره ی نه از ده را برای این کتاب مناسب می دانم و در چهارچوب ِ ادبیات به طور ِ عام، کتاب را مستحق ِ نمره ای حدود شش و نیم از ده می دانم.

* پی نوشت یک : دلیل ِ بعضی نقدها به فراخوان ِ خوابگرد را متوجه نمی شوم. حداقل من که از این فراخوان برداشت ِ قیّم مآبانه نمی کنم.

* پی نوشت ِ دو: آنچه که دکتر ِ این کتاب انجام داده بسیار شبیه به من بود و این خیلی باعث ِ تعجب ام شد. این خلق ِ مجدّد ِ معشوقه و این بار بدون ِ نقایص ِ معدود ِ گذشته کاری است که هنوز هم با وجود ِ اتفاقات ِ گذشته و برای معشوقه ی احتمالی ِ آینده به آن معتقدم. البته با فرقی بزرگ و اساسی نسبت به دکتر و آن هم خلق ِ معشوقه تنها در دنیای ِ ذهنی ام است. ذهن ِ من تنها جایی است که اطمینان دارم تا خودم » هستم » او هم » هست «.

* پی نوشت ِ سه : بعید می دانم لازم باشد یاد آور شوم عنوان ِ نوشته کنایه ایست به عنوان ِ فرعی ِ کتاب ِ ارزشمند ِ فردریش نیچه:  غروب ِ بت ها یا » فلسفیدن با پتک «

*پی نوشت چهار : یکی از دوستان یادآوری به جایی کرد که کتاب چاپ ِ اول هشتاد و هشت است و فراخوان مربوط به هشتاد و هفت…. در هر صورت اما کتاب ِ خوبی است و توصیه اش می کنم

Advertisements

5 پاسخ to “فلسفیدن با معاشقه”

  1. چند کتاب نخوانده در خانه دارم. کتابی را انتخاب کردم که نویسنده اش یک خانم ایرانی بود و نام آشنا. افتضاح به معنای واقعی. یعنی این خانم فقط از اسم و رسمش استفاده کرده و یه پولی به جیب زده… منابع کتاب رو دیدم . ملاحظه کنید:
    کتاب «موفقیت نامحدود در 20 روز» اثر آنتونی رابینز ، کتاب ایکس برایان تریسی،کتاب ایگرگ جان گری و… بله درست هست که اکثر نویسنده ها همین کار رو می کنند ولی شب زنده داری می خواهد تفکر می خواهد لازم هست بعضی از مطالب کتاب بسط داده شود یا بعضی از مطالب با تجربه های شخصی نویسنده پیوند زده شود و…
    آقای مسعود لعلی کتاب با کیفیتی نوشتند با عنوان «حکایت آن که قورباغه اش را قورت داد» این کتاب شامل 129 اصل هست آقای لعلی کتاب های برایان تریسی را خوانده و چکیده آنها را در این کتاب آورده ولی مشخص هست که برای این کتاب وقت گذاشتند.
    خلاصه کتاب را گذاشتم کنار و تصمیم گرفتم یک زمانی که می خواهیم کباب درست کنیم از کتاب بعنوان بادبزن استفاده کنم بالاخره برایش پول دادم.
    شما را به خدا کمی در نوشتن کتاب خلاقیت به خرج دهید این همه کتاب های روانشناسی نوین و موفقیت با مطالب تکراری.

  2. بحث ِ کتاب هایی که برچسب روانشناسی و فلسفه می خورند و فقط شامل ِ مشتی محملات اسنوبیستی اند جداست ، کتاب های برایان تریسی ، آنتونی رابینز ، همون قورباغه را قورت بده ، » 20 راز زنان» «چگونه شوهر خوبی باشیم » چیکار کنیم پولدار شویم» چیکار کنیم مردم عاشقمون بشن چگونه زمین رو وارونه کنیم و چنین چرت و پرت هایی کوچکترین ارزشی از نظر من ندارند.

    به همه ی این ها حتمن باید اضافه کنیم کتاب هایی که تحت عنوان کلی ِ فلسفه به زبان ساده نشر می شوند. «نیچه به زبان ِ ساده» «کانت به زبان ساده » و چه و چه …… و یا کتاب هایی که به عنوان نقل قول ها و سخنان قصار نیچه و غیره چاپ می شوند به گند کشیدن عقاید و تفکرات این بزرگانه

  3. خوابگرد Says:

    سلام
    از توجه شما بسیار ممنون‌ام، اما گویا این کتاب چاپ ۸۸ است نه ۸۷.
    اگر هم‌چنان بر این هستید که در برنامه‌ی معرفی کتاب محبوب ۸۷ شرکت کنید، خوشحال می‌شوم اگر انتخاب خود از میان آثار این سال را هم معرفی کنید. اگر چنین کردید، لطفاً به من ایمیل هم بزنید.
    درود بسیار بر شما

  4. جناب شکر الهی عزیز

    متاسفانه از بین کتاب های سال هشتاد و هفت هیچ کدام را نخوانده ام ، این پست را هم به این قصد نوشته بودم که بعدن که متوجه شدم مربوط به سال هشتاد و هشت است ای میل نکردم. انشالله دوره های بعد.

    بابت ایده های خوبتان هم کمال تشکر را دارم

  5. خوابگرد Says:

    از پاسخ شما و نیز لطف‌تان متشکرم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: