untitled


اولین بار اون صحنه ی رد شدن ماشین از روی تظاهرات کننده ها رو تو سایت دانشگاه دیدم. زیاد طولانی نیست شاید کمتر از دو دقیقه. بی اختیار گریه کردم. اما خیلی جالب بود واسم که دوست هام باورشون نمی شد من گریه ام بگیره از دیدن همچین صحنه ای. بعضی ها تعجب کردن اما دو سه تاشون حتی تا مرحله ی مسخره کردن پیش رفتن.
چرا؟ چرا باید نسل من اینطوری شده باشن؟ چرا باید آدمی با رقت قلب من بین پسرهای بیست و خورده ای ساله ی ایران بیش از حد نازنازی باشه؟ سوسول باشه؟ دخترونه باشه کارش؟ نمی دونم یعنی من واقعن کارم عجیب بود؟ یعنی مردم ایران انقدر سنگدل شدن؟
نمی دونم … هیچی نمی دونم … هنوزم حالم خوب نیست … اما نه به خاطر صحنه ای که صبح تکونم داد به خاطر برخوردی که بعدش شاهد بودم.

چهارشنبه نهم دی ماه هشتاد و هشت

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: