کافا


سیگاری تعارفم کرد، گفتم سیگاری نیستم. طوری نگاه کرد که : نه!!! هنوز خسته نشدی از دنیات. پکی زد، محیط تاریک کافا حالا گرم هم شده بود، گرمای مطبوعی از جنس گرمایی که زن در بسترت ایجاد می کند و اگر نداشته باشی اش دنیا هم که وول بخوری و اصطکاک گرم کند تشک ات را باز هم سردت می شود.

گفتم می دونی از نو بنیاد تا اینجا چقدر راهه؟ گفت: نه! گفتم پنجاه و پنچ دقیقه، به قدم من البته. خندی
د

صدای ناقوس کلیسا بلند شد ، شروع کردم زمزمه:
Beyond the horizon of the place we lived when we were young …..
گفت می خوای عوضش کنم؟ گفتم نه خوبه، ولی الان The Wall بیشتر به مودم می خوره. رفت پشت پیشخون وقتی برگشت Roger Waters شروع کرده بود.
Daddy’s flown across the ocean, Leaving just a memory, a Snapshot in the family album….
گفتم: رفت و فقط یه خاطره باقی گذاشت…

پی نوشت : متاسفانه کافا امیر رو تعطیل کردن. گویا فقط یه مشتری داشت

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: