اندر قضیه صدارت کامران جون


در نقل است از زمان صدارت کامران خان (غیر هلو) بر وزارت علوم غیر انسانیه که ایشان برای رفع معضل ترافیک تهران به فکر افتاده و راه حلی بدیع از خود در کردند!!! پس دستور دادند برای جلوگیری از رفت و آمدهای اضافی در هر دانشگاهی زندانی برپا شود. پس بعد از مدتی تراکم کفار بالا رفته، سُلول ها «غیر استاندارد» شدند. ایشان بار دیگر به فکر افتاده و دستور دادند تا هر دانشکده برای خود راه علاجی بسازد. این گونه شد که فلانی بگفتی : هی فلانی، فلانی کجاست؟ و جواب گرفت: فلانی توبه کرد و از برای اجر فرستادندش بند متالورژی!! و در این میان دانشگاه شریف مشکلات بیشتری داشتندی چرا که تالار هایش در سوله هایی بودندی که تحریک آمیز بود. پس این دانشگاه به جمع عُظمای وارد کنندگان شیشه نوشابه پیوستندی. در همین زمینه نقل است که روزی استاد شهشهانی غیبت نمودی، پس دانشجو نمایان به آموزش رفتندی که هااای شهشهانی کوش؟ و آموزش جواب داد: خموش!! کلاس وی امروز در بند دانشکده مربوطه برپا بودندی، مگر نمی دانید ایشان حتی در نامشان نیز به کرات اعلام کرده اند که عنصری سلطنت طلبند.
و همچنین نقل است که اگر صدارت ایشان چند صباحی بیش برپا بودی در راستای اعطای آزادی نزدیک به مطلق در زمان ورود کارت دانشجویی طلب نمی شد و تنها زمان خروج کنترل می شد که آیا دانشجو نمایان سهم امروز خود را استعمال نموده اند؟ و لیکن پس از چندی » اسمش را نبر» به کامران جان ظنین شدند که ای هوار!! ایشان اگر هلو نیست لابد انگور است. پس هراسان شدند که اگر بیش از حد در مقامی ساکن شوند به مسکرات تبدیل شوند. پس هرچه سریعتر ایشان را دانه نموده و فرستادند کشمش شود.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: