آنچه که باید گفته می شد


1- تولد تولد تولدت مبارک، مبارک مبارک….. به مناسبت اش متن

آبان یشت.<\a>

***
2 – بعد از اینکه سیزده سال‌مان شد٬ کاسه‌ی سر را گشودند و تکّه‌ای سنگ٬ به نام «عقل»٬ ریختند داخل و بعد هم٬ درِ دیگ را گذاشتند جای‌ش. هم‌زمان٬ بار سنگینی انداختند رویِ کول‌مان: بار سنگینِ سبکی ِ دُنیا: بار ِ پوچی دنیا: قبلن نبود٬ چون علم نبود٬ حالا هَست٬ چون علم هست… مایِ قوزکرده را رها کردند در پیاده‌روهایِ تهران. برخی زیر این بار٬ شانه خالی‌ کردند و رفتند و با الکل٬ مست شدند یا با سیگار٬ چند طبقه رفتند بالا. برخی به «عرفان» رو آوردند و بار٬ براشان سبک شد. برخی نیز اینجا و آنجایِ شهر را گشتند پی تکّه‌ای باتری تا بچسبانند به مدار و قوی شوند: تا «امــــــید» داشته باشند. تا «حوصله» و «حس و حال» داشته باشند برایِ دل به دریایِ روزمرّگی‌هایِ کسالت‌بار ِ دنیا زدن: تا حالِ روزی ۱۰ ساعت بیل‌زدن را داشته‌باشند٬ تا حوصله داشته باشند بخندند… برخی این باتری را یافتند: در دانشگاه٬ در فاحشه‌خانه٬ در کوچه٬ در خانه‌ی همسایه٬ برخی فقط عکس باتری را دیدند٬ برخی هم آن سوی ِدنیا یافتندش… برخی باتری را زدند جا: یک عامل ِ پشتیبان٬ یک عنصرِ امیدبخش: آن‌چه موقع ترک ِالکل آدم‌ها نیاز دارند. برای درد ِدل از کثیفی‌های ِ دنیا. باتری ِبرخی‌ها انقدر دیر افتــاد در مدار که… که سولفاته شده بود دیگر
این متن را دوستم

دارا <\a>

بلاگش گذاشته بود چندی پیش!! و به عنوان متن شخصی یا پیامی احتمالن!!!
نوشتمش که صرفن بگم گاهی فکر کردن خوب نیست از جمله در آن موضوع عزیزکم!!! مثل سیاست و جامعه ات می مونه که اگه راجع بهش فکر کنی و نگران شی و باقی ماجراها یا از کهریزک سر در می یاری یا همون نزدیکی هاش امین آباد!!! که البته خیلی هم فرق نمی کنه اگه بری کهریزک احتمالن یه سری هم به امین آباد می زنی! بگذریم… حرف اصلی : هستی اگه فکر نکنی، افسار رو بده دست احساس!!! و گرنه….
3 – لازم می دونم مراتب لنگ انداختنم رو جلوی آرش خان گیتو ابراز کنم. هرچند بیش از 6-7ماهه که حرف نزدیم و از این لنگ انداختنمون هم بی اطلاع می مونه اما باید می گفتم. حرفاش یکی یکی داره درست از آب در می یاد. واقعن به حرفش در مقوله چسب و استحکام بخشی اعتقاد پیدا کردم، هر چند اون روز که اینو گفت اعصابم رو خورد کرد اما درست بود
4 – به امید روزی که بشه دوباره چسب کاری کرد. شاید مشکلات حل شن. من از400 کیلومتر این ور تر فقط می تونم چسب wireless استفاده کنم که البته زورش خیلی کمتر از چسب کاریه حضوریه توام احساس می کنم وایرلس اثری نداره واست…. به امید اون روزها!!

Advertisements

یک پاسخ to “آنچه که باید گفته می شد”

  1. […] ِ “سرخوشی ِ منگانه” شد. خلاصه هرکس از یه راهی به قول ِ دارا باتری‌اش رو پیدا کرد که بزنه به […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: