شبی با او سحر کردن


شبی با او سحر کردن

شـبـی با او سحـر کردن به عمر جاودان ارزد
که لعلش راحت روح است و لبخندش به جان ارزد
گرم با بوسه ای شـیرین کند کام آن گل گیلان
بـه کـوه و جـنـگل و دریـا، به صـد مـازنـدران ارزد
نـدیدم ذره ای مهرت، ولی ای تـاج مهـرویـان
هـمـان قـهـرت بـه الـطـاف خـدای مـهـربـان ارزد
سلام یک صباحت،راستی را گر ز من پـرسی
بـه شـب های بـهـشـت انــدر نعـیـم بـیـکـران ارزد
مرا درویش و رسوا کرد شور عشق و خرسندم
کـه دیــدار چـمـن بـاری ، بـه تـرک آشــیــان ارزد
من این درویشی و عسرت به سلطانی نخواهم داد
که این تاج ازسرعشق است و صد ملک جهان ارزد
جهان یکسر نمی ارزد، دمـی با غم به سر بردن
شبـی با او سحـر کـردن به عـمـر جـاودان ارزد

مهدی اخوان ثالث « م . امید »
مشهد، امرداد 1331
* پی نوشت: بیت سوم مصراع اول قویا تکذیب می گردد!!!

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: